على ربانى گلپايگانى
186
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
كردهاند . روشن است كه خداوند از قبل مىداند كه پيامبران رسالتهاى الهى را به بشر ابلاغ خواهند كرد . بنابراين ، مقصود از « ليعلم » ( - تا بداند ) اين است كه اين حقيقت در مقام فعل تحقق يابد و بشر از آن آگاه گردد . همينگونه است در آياتى كه غرض از امتحان بشر را علم خداوند به راستگويان و دروغگويان و مجاهدان و غير مجاهدان به شمار آمده است . « 1 » همانگونه كه مقصود از علم در آيات يادشده اعلام و اعلان است ، مقصود از بدا در احاديث مزبور نيز ابداء است . اين تعبير در حديثى كه بخارى در صحيح خود روايت كرده است نيز آمده است . « ان ثلاثة في بني اسرائيل ، أبرص و أقرع و أعمى ، بداللّه أن يبتليهم ، فبعث اليهم ملكا . . . » . « 2 » ابن اثير لفظ بدا در اين حديث را به قضا و حكم تفسير كرده است ، « 3 » زيرا معناى حقيقى بدا كه ظهور پس از خفاست بر خداوند محال است . بنابراين ، نبايد لفظ بدا در احاديث ائمهى اهل البيت عليهم السّلام را به معناى حقيقى آن تفسير كرد . آنگاه اين معناى نادرست را به عنوان اشكال بر عقايد شيعه برشمرد . زيرا پس از آنكه در روايات اين معنا به شدت انكار شده است ، و علماى شيعه نيز آن را مردود دانستهاند ، چنين نسبتى به شيعه جز افترا نخواهد بود . بداء در قلمرو تكوين ، همانند نسخ در قلمرو تشريع است ، حكمى كه نسخ
--> ( 1 ) . عنكبوت / 3 ؛ محمد / 31 . ( 2 ) . صحيح بخارى : 3 / 258 ؛ كتاب بدء الخلقة . ( 3 ) . النهاية في غريب الحديث و الأثر : 1 / 109 .